سکوت آسمان

روح را صحبت نا جنس عذابیست الـــــــــــــــــــــــیم ... !!!

برای "او" !

در خروش روزگارم

آرامش خواب های بی گاهم

مدیون حافظه ایست که

ملودی لالایی های تورا برایم تداعی میکند

ورنه در این برهوت عاطفه

آرامش رویایی ست که  فقط ، در اقیانوس نگاه تو یافت می شود

ای شاهرگ هستی من ...

من اینجا بی لمس دستانت 

دور از فروغ نگاهت 

و به امید هر روزه ی وصالت 

شب ها دست روی قلبم میفشارم و

برای دیدن خوابِِبودنت 

ستاره هایی را می شمارم که تو به نامم زدی و همزاد تنهایی هایم نهادی

ستاره ها را یکی یکی به نام تو سجده میکنم 

و در گرمای آغوش خدا

عمیق و بی صدا به خواب می آسایم

تا شاید که فردا خواب دیدنت را ببینم ...

یا شاید که فردا خوابت مرا ببیند ....

و شاید که فردا دریا از عفت دامنت و حجب نگاهت به مد نشیند 

و لحظه های بی نام مرا به جزر این جدایی برساند.

دلم موج صدایت می خواهد 

ای شاهرگ هستی من.

دلم پایان هزاران شاید هر شبم را می خواهد 

ای شهرزاد قصه ی تنهایی من .

 

قلبهدیه به معصوم ترین ساکن زمین و زیبا ترین پری دریایی من , حسنا .

نوشته شده در جمعه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ توسط ستاره مسرور نظرات () |

برای مادر !

زیاد نمی گذرد از شبی که

ماهرانه برایم به تصویر کشیدی

پَــــــــر ،

پَــــــــرواز ،

و پَروانگی را ... !

و من زمزمه کنان

غرق باران می خواندم :

باز ، پَر ؛ قو ، پَر ؛ پَرستو پَـــر

باز در بازی پَر ، هر که ، که دارد پَر ، پَــــر ...

مادر پَـــــــر ...

حسرت در بَر !!!

وتا نجات یافتند چشمان سرخم

از سیل بی امان اشک

تورا دیدم که پروانه وَش

آرام جان سپردی

در آغوش خدا .

و من

هنوز هم که هنوز است

انگشت آرزوهایم

روی سنگ سرد خانه ی ابدی تو

پَر می کشد ... !!!

نوشته شده در سه‌شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ توسط ستاره مسرور نظرات () |


Design By : Night Skin