سکوت آسمان

روح را صحبت نا جنس عذابیست الـــــــــــــــــــــــیم ... !!!

یه سلام یخ در بهشتی تقدیم شما دوستان همیشه بیدارم .قلب
یه عذر خواهی بابت تاخیر در ارسال پست جدیدآخ . خب دیگه دانشجوی شب امتحانی بهتر از این هم نمیشه ...نیشخندافسوسنیشخند 
آنچه سخت است ؛ ندیدن خود است ... !

روزگاری چنان بالهایم خیس محبت تو بود که در تمام
لحظات و حرکات دنیای اطرافم با همه وجود تورا لمس
میکردم ودرحظ عشقت روز را به شب
وباامید وصالت شب را به روز میسپردم .
واکنون چند صباحی میگذرد که انگاردرمیان هیاهوی شهر
خود را گم کرده ام .
ودر جستوجوی عشق به خود میلرزم .
آن روزها گوئی با هر دقیقه ای که میرفت یک قدم
بسویت میشتافتم و امروز نمیدانم چند سال باید بگذرد
تا قدمی دیگربه پیش آیم .
 
نمیدانم پایم در کدام زمین ازحرکت بازایستاد
ودستم درکدام بیغوله بند شده است
که سجده گاهم خشک ترین زمین موجود گشته
وچشمانم خیس حسرت مانده .
دل تنگ میشوم ،
دلتنگ برای آن ساعت هایی که با دیدن شبنم روی برگ
گلی غرق وجودت میشدم
وبا شنیدن صدای بلبلان حیاط که ترانه ی حضورت را با
شادی میخواندند وگوئی هوس پریدن داشتند
باز ، با تو ، به خود می آمدم .
دلم تنگ میشود برای تو .
 برای با تو بودن ،
با تو گفتن و در میان گفتنی ها روی دست تو خفتن ...
سخت دلتنگ میشوم .
شهر شلوغ است ،
آدم ها درخود خاموش
ودرشهرسرشار ازشورند واغلب سرگرم منشور دنیا .
وکسی نمیداند که دیگری چه میگوید !
هیچ کس حرف دیگری را نمیداند !
انگار تا درد نکشند نمیتوانند اندکی به گونه های سرخ
لبهای خاموش بیندیشند !!!
هرکدام به سویی میروند
وگوئی هیچ یک مقصدی ندارند !
آه ... ! چه قدر این شهر شلوغ است !
نفس ! نفس کم میاورم در هجوم مسافران تازه نفس !
سلام ! سلامم را چه کسی پاسخ میگوید ؟؟!
مرغان هوا یا گرگان صحرا ؟؟!
سلام ، که نام زیبای خداوند است در کدام ملاقات تصویر
خدا را تداعی میکند ؟؟!
کدامین دیدار به وصال میانجامد ؟؟!
اصلا دیداری رخ میدهد ؟!
اصلا ممکن است که برق نگاهی مرا از خود جدا کند ؟!
مگردراین شلوغی هم میشود رها وآزاد روزگار بگذرانی ؟!
آی خدا ! تو کجائی که من اینچنین دلتنگم ؟؟!
نه ! خدایا من کجا جا مانده ام
که تو اینسان غریبانه خدائی میکنی ؟؟!
خدا ، میدانی که سخت دلتنگ شاخه ی جدا مانده ی
خویشم .
دیدن تو سخت نیست ، آنچه سخت است ، ندیدن خود
است .
ومن حیران این سختی... !
تبصره : اخم نکن اوه  چشمکاوه . خب آره ؛ حق با توئه . این همون پست اولمه . اما یهو دلم خواست که دوستای جدیدمم بخوننش .
حالا بخند و نظرتو برام بذار قلبنیشخندقلب
نوشته شده در سه‌شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٩ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ توسط ستاره مسرور نظرات () |


Design By : Night Skin