سکوت آسمان

روح را صحبت نا جنس عذابیست الـــــــــــــــــــــــیم ... !!!

 میدونم خیلی دیر کردم و خیلی خسته شدین از این یکنواختی ؛ حق داشتی که گفتی خسته شدی از بس قرآن به سر کردی نیشخند؛ تو هم راست گفتی : شدم کم پیدا مثل خودِ خودِ ستاره خجالت... اما تو نه شیدا ؛ آخه شوهر کجا بود بچه ی خوب ، که بخاطرش نوشتنو تعطیل کنم (محاله)چشمک؟! تو رو یادم نرفته ها ؛ چرا فکر کردی از دستت ناراحتم ، هاااااااااااا ؟تعجب اما کیفورم کردی با اون جمله ی زیبات ... با اجازت میگم که بقیه هم کیف کنن ؛ می خوام پوزتو بدم چشمک ... """ تو چرا محو شدی در دل این همه نبودن های کبود زندگی ؟؟! """ بچه ها خدایی کیف کردین ؟!از خود راضیراستی تو هم با اون فنجون داغ چاییت باز هم از ظاهر قضاوت کردیو فکر کردی ما آدمِ حسابی ای هستیم ؟! خیالی نیست بالاخره هر نگاهی برای ما تازگی خودشو داره حتی اگه هنوز ندیده باشیمش متفکرلبخند الهی که حسابی آدم بشیم ... !!!

همهتون صاحب حقید ... اما نه به اندازه ی من از خود راضی... بالاخره مدیری گفتناااااااااااا گاوچران (جوّش میگیره آدمو ؛ میدونید که؟!؟! )

مجبورید ببخشید این تاخیر رو  ... گاهی پیش میاد دیگه ... روزگارتون پر از عشق باشه و دلتون لبریز از خدا و شادی حقیقی و مانا .

بگذریم که چرا نبودم ... اما جِدا دلم برا همتون تنگ شده بود ؟ راستی چندنفرتون گفتین نکنه مرده باشم؟!؟! خجالت نکشین بگیدااااااااااا فرشتهبی شوخی ،بچه ها این جا اگه کسی بمیره کی می فهمه ؟!هاااااااااااا ؟؟؟؟سوالنمی خواستم فاز منفی بدمااااااااااا ... اما بش فکر کنید و جوابمو بدین ....

راستی سلااااااااااااااااااااااااااااام دوستای خوبِ خودم

 یه سوال اگه گفتین ٢۶ مهر چه روزیه ؟

اینو هدیه میدم به همه ی اونایی که عاشق پاییزن و در پاییز عشقشون گل میکنه :

غرورم نم می کشد

چه بارش تن نازی

چه نوازش مستانه ای

دارد این اولین باران پاییزی .

وجودم حل می شود در بوی نم

غرورم نم می کشد ؛

عقلم تَر می شود ،

انگار عاشق می شوم !

عاشق تو ؛

دچار تو ؛

دچار یعنی عاشق

و عشق یعنی تو ... !

این هم برای دل خودم :

دلم گرفته ...

دلم گرفته ،

دلم عجیب گرفته است .

و هیچ چیز ،

نه آن نگاه زلال آبی دریا

ونه این پرستو های مهاجر که همیشه عاشق اند ؛

هیچ چیز .

حتی نوازش گرم دستانت بر گونه های سردم

و نه بوسه های آتشینت از چشمان منتظرم ؛

انگار هیچ چیز ،

این انقباض دل

و این انکسار جان را

برطرف نخواهد کرد ... ،

و فکر میکنم این تصنیف جان سوز

تا آخرین دم از وجودم

شنیده خواهد شد

.خب نمی خواد زیاد فکر کنید ...

 ٢۶ مهر بیست و سومین سالگرد تولد این ستاره ی دوست داشتنیه ...(قلبماچقلبماچقلباینا هم برا خودمه ها )

نوشته شده در شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٩ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ توسط ستاره مسرور نظرات () |


Design By : Night Skin