سکوت آسمان

روح را صحبت نا جنس عذابیست الـــــــــــــــــــــــیم ... !!!

برای مادر !

زیاد نمی گذرد از شبی که

ماهرانه برایم به تصویر کشیدی

پَــــــــر ،

پَــــــــرواز ،

و پَروانگی را ... !

و من زمزمه کنان

غرق باران می خواندم :

باز ، پَر ؛ قو ، پَر ؛ پَرستو پَـــر

باز در بازی پَر ، هر که ، که دارد پَر ، پَــــر ...

مادر پَـــــــر ...

حسرت در بَر !!!

وتا نجات یافتند چشمان سرخم

از سیل بی امان اشک

تورا دیدم که پروانه وَش

آرام جان سپردی

در آغوش خدا .

و من

هنوز هم که هنوز است

انگشت آرزوهایم

روی سنگ سرد خانه ی ابدی تو

پَر می کشد ... !!!

نوشته شده در سه‌شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ توسط ستاره مسرور نظرات () |


Design By : Night Skin